.:: پروانه و پیله ::.

 

لبخند

مردی ساعت های متوالی به تلاش پروانه ای برای خروج از پیله اش نگاه می کرد


پروانه توانسته بود حفره ی کوچکی در پیله ایجاد کند، اما بدنش بزرگتر از آن بود که از آن حفره بگذرد.

بعد از زمان درازی تلاش، به نظر رسید که خسته شده و بی حرکت ماند.


مرد تصمیم گرفت به پروانه کمک کند:

با دقت پیله را باز، و پروانه را آزاد کرد. اما بدن پروانه مچاله و کوچک بود و بال هایش به هم چسبیده...


مرد همچنان پروانه را نگاه می کرد، امیدوار بود که هر لحظه یال های پروانه باز شوند و به پرواز در آید. اما هیچ اتفاقی نیفتاد!!!


پروانه بقیه ی زندگی اش را با بدنی مچاله و بال های به هم چسبیده گذراند. نمی توانست پرواز کند.


مرد نیکوکار نفهمیده بود که آن حفره کوچک و تلاش پروانه برای عبور از آن، روشی است برای ورزیده کردن بدن، و تقویت بال های پروانه.


گاهی کار طاقت فرسا، درست همان چیزی است که مارا برای رویارویی با مانع بعدی آماده می کند.

کسی که از این کار طاقت فرسا خودداری کند، یا کمک نادرستی بگیرد، هرگز نمی تواند به سوی سرنوشتش پرواز کند.

/ 90 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

سلام با اجازه لینکتو گذاشتم.

بهمن

matlabe amozandei bod va ghbele tamol brozam koshal misham sar bezanid

hadi

سلام فاطمه جان... خوبی؟خوشی؟سلامتی؟ کجایی بابا... این دیگه سفید شد تموم شد رفت تو هنوز نیومدی....معلوم نیست کجایی هاااا؟[چشمک][گل]

hadi

من باز آپ کردم ...[سبز] بابا اکتیو شدم رفت می خوام اگه بشه روزی 3-4 تا آپ کنم[زبان] زود بیا منتظرتم هااااا.... [لبخند][گل][گل][گل]

زهرا

یه بارپرسیدم تبادلوهستی جواب ندادی.به وبمون هم اومدی حالاهستی یانه؟

مریم

سلام فاطمه جون کم پیدایی کجایی سری هم به ما بزن به روزم منتظرتم[گل][گل][گل]

گوگول

سلام! من برگشتم! آپم! منتظرتم! [نیشخند] [نیشخند] [نیشخند] [نیشخند] [خداحافظ]

حمیدم

بابا از پيله بيا بيرون امتحاناتت هم كه تموم شد[چشمک]