.:: بازی با کلمات ::.

لبخند

دانشجویی که سال آخر دانشکده خود را می گذرانید به خاطر پروژه ای که انجام داد جایزه اول را گرفت...

او در پروژه خود از ۵٠ نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» توسط دولت را امضاء کنند و برای این درخواست خود، دلایل زیر را عنوان کرده بود:

١. مقدار زیاد آن باعث تعریق زیاد و استفراغ می شود.

٢. یک عنصر اصلی باران اسیدی است.

٣. وقتی به حالت گاز در می آید بسیار سوزاننده است.

۴. استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می شود.

۵. باعث فرسایش اجسام می شود.

۶. حتی روی ترمز اتومبیل ها اثر منفی می گذارد.

٧. حتی در تومورهای سرطانی یافت شده است.

از پنجاه نفر فوق، ۴٣ نفر درخواست را امضا کردند. ۶ نفر به طور کلی علاقه ای نشان ندادند و اما فقط یک نفر می دانست که ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است!

عنوان پروژه دانشجوی فوق «ما چقدر زود باور هستیم» بود!!!

گاهی اوقات بازی با کلمات سبب گمراه شدن انسان از اصل موضوع می شود. پس با دقت به همه چیز بنگریم و زود چیزی را باور نکنیم.

/ 76 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهرام

سلام یکساله که ازت خبری نیست. من رو از حال خودت باخبر کن نگرانت شدم[نگران]

سرباز وظیفه(حریم عشق)

((السلام علیک یا اباصالح المهدی ادرکنی(عج))) سلام دوست عزیزم ...خوبی؟ ایام بخیر...به وبلاگ جدید منم سر بزنید... رهبری عزیز ، ولایت فقیه ، فتنه ، جنگ نرم ، جریان انحرافی ، مکاتب نوظهور ، 30نما مطالبی اند که توی این وبلاگ به سمع و نظر شما میرسد... سعی دارم جوری بنویسم که مفید باشه و با رعایت اینکه خدایی است...پا رو جلوتر از ولی فقیه عزیزم نذارم. بخونید...بنظرید...و در صورت تمایل در جهت افزایش بصیرت همدیگر...بلینکید... با کمک شما تا چند وقت دیگه سایت این وبلاگم راه می افته...منتظرتونم www.sahel313.parsiblog.com

میثم

ســــــــــــــــــــلام جالب بود

مونا

كيانوش من! نويسنده وبلاگ سكوت پرصدا 1 ساله رفته اون بالا بالاها ... براش دعا كن روحش آروم باشه !آروم آروم...

یسنا

عالی بود

گلربگ

بعضی وقتا آدما الماسی تو دست دارند، بعد چشمشون به یه گردو می افته دولا میشن تا گردو رو بردارن الماسه می افته تو شیب زمین قل میخوره و تو عمق چاهی فرو میره میدونی چی می مونه؟ یه آدم...،یه دهــــــن بـــاز....،یه گـــــــردوی پـــــوک .... و یه دنیـــــا حســـــــرت..!

فاطمه معین زاده

سلام فاطمه جان. این دانشجوه چقدر نکته بین بوده! خیلی خیلی خوب بود. راستی، من و تو قبلا دوستای خوبی واسه هم بودیم. داشتم آرشیو وبلاگمو مرور می کردم، واسم نظر گذاشته بودی. اومدم دوباره یه سلامی بکنم . همین !

سمانه

.... وآری به راستی اینچنین است و حال که به احوال خود خوب مینگرم این انگشت اشارت که به سوی دیگری گرفته بودم از برای زود باوریشان، خود بیش از دیگری در بازی با کلمات بازی خورده ام ،آری و چه بسیار جای اندیشه است برای این حال، که این پند را آویزه ی گوش سازم...