.:: استاد کیست؟ ::.

لبخند

روزی مریدی از استادش پرسید:


- «چه طور شد که مرشد عرفان شدید؟»


استاد در پاسخ گفت:


- «همه ی ما می دانیم در زندگی چه باید بکنیم. اما هیچ وقت این موضوع را نمی پذیریم. برای درک این واقعیت مجبور شدم وضعیت عجیبی را از سر بگذرانم.


یک روز کنار خیابان نشسته بودم و فکر می کردم چه کنم. مردی از راه رسید و جلوی من ایستاد. خواستم از جلوی من کنار برود...


دستم را تکان دادم. او هم همین کار را کرد. فکر کردم چه بامزه. حرکت دیگری کردم. او هم از من تقلید کرد...


شروع کردیم به آواز خواندن و هر روز حرکتی جدید انجام دادیم. مدام احساس می کردم حالم بهتر است. و از رفیق جدیدم خوشم آمده بود.


چند هفته گذشته بود که از وی پرسیدم: -استاد بگو چه باید بکنم؟


پاسخ داد: -اما من فکر می کردم تو مرشدی!!!»


همه ی ما می دانیم که چه باید بکنیم ولی همیشه منتظر ظهور نشانه ایم...



/ 124 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پیام

یا بهتره که اینو اینجوری ببینیم که همه چیز و همه کس استاد ما هستند , استاد الهی ما فقط نباید انتظار دیدن چیز خارق العاده ای رو داشته باشیم فعلا همین درس های روز مره رو یاد بگیریم و پاس کنیم تا برسه به خرق عادت!! [زبان]

بهار

سلام منتظرم حتما بیا

رها

سلام ، مطالبتون خيلي خوب و آموزنده است . برايتان آرزوي شادي وموفقيت بيشتر مي كنم .

بهرام

سلام خیلی وقته از شما خبری نیست بروز باشید منتظریم ممنون[گل]

محجوب

سلام یادت نره به خانه ی ما هم بیا [منتظر] [گل][گل]

گوگولچه

سلام! خوبي؟! بدو بيا وبلاگم كه به همكاريت احتياج پيدا شده! بيا، خودت مي بيني چه خبره. فقط قول بده همكاري كني ها!![چشمک]

فریده چوبچیان

دامون به دامون کوه به کوه مو یار دنبال گردنم دشت و بولاغو جنگلون دلدار دنبال گردنم دامون بزم اِ آتشِ تا گورشهِ بوم عشق ویسن دلدار دنبال گردنم

hadi

سلام فاطمه جان... خوبی؟خوشی؟ اومدم فکر کردم حداقل تو این یک ماه و نیم که من نبودم تو آپ کردی ولی دیدم نه خبری نیست... امیدوارم که همیشه سالم و پیروز باشی... [لبخند][گل]